ایمنی درمانیسرطان

آن روی سکه ی ایمونوتراپی سرطان

اثرات جانبی ایمونوتراپی بر روی سیستم ایمنی در حال بررسی اند و به نظر نمی رسد این مخاطرات به سادگی قابل حل باشند.


درمان های مبتنی بر ایمونوتراپی، عملکرد بی نظیری را در درمان انواع متعددی از سرطان مانند ملانوما و لنفوما نشان داده اند. این روش درمانی اشکال متنوعی شامل آنتی بادی ها، واکسن ها و لنفوسیت های مهندسی شده را شامل می شود. همچنین اهداف، دوز و نوع ترکیب این درمان با دیگر روش ها، به اشکال متنوعی وجود دارند. علیرغم این تنوع، ایمونوتراپی ها یک مکانیسم عملکرد مشابه دارند که شامل تحریک پاسخ های ایمنی می شود. به همین دلیل عوارض مشابهی نیز دارند: اثرات مضر مرتبط با سیستم ایمنی.

به عنوان مثال این اثرات برای داروی ایپیلیموماب شامل التهابات معدی رودی، کبدی و پوستی در گستره ای ملایم تا کشنده هستند. روش های گوناگونی برای کمک به پزشکان جهت شناسایی و فائق آمدن بر این عوارض، توسعه داده شده اند؛ که شامل رویکردهای آموزشی و مشاوره ای تا داروهای سرکوبگر سیستم ایمنی هستند. هم اکنون برای بیماران، استروئیدها و داروهای سرکوبگر ایمنی به مانند بیماری های خود ایمنی و التهابی کلاسیک تجویز می شوند، اما به نسبت موفقیت کمتری را به همراه دارند.

یکی از چالش های پیش بینی و تشخیص عوارض ایمنی ناشی از ایمونوتراپی، تفاوت چشمگیر زمان شروع، شدت و مدت زمان استفاده و بافت هدف است. اگر علل اساسی بهتر شناخته شوند، مدیریت این واکنش ها آسان تر خواهد بود. محققین در حال شناخت عوامل ایجاد پاسخ ایمنی ضدتوموری مثبت هستند. بعضی از این عوامل با علل ایجاد پاسخ مضر هم پوشانی دارند، اما شناخت تفاوت های این دو پدیده بسیار مهم است.

بسیاری از محققین در جستجوی بیومارکرهایی هستند که بر اساس آن ها بتوان افراد با پاسخ مثبت به ایمونوتراپی سرطان را شناسایی نمود. هم اکنون تعدادی از این بیومارکرها گزارش شده است (J. Immunother. Cancer 4, 3, 2016). این بیومارکرها ممکن است به صورت مشابهی واکنش های مضر ایمنی را نیز پیش بینی کنند، اما هنوز برای چنین هدفی تلاش گسترده ای صورت نپذیرفته است. یکی از معدود استثنائات، ارتباط بین میکروبیوم باکتریایی مربوط به شاخه Bacteroidetes و مقاومت نسبت به ایجاد التهاب مخاط روده بزرگ با منشأ انسداد چک پوینت (checkpoint-blockade-induced colitis) است.

بیماران دارای تاریخچه ای از حالات خود ایمنی یا التهابی، بدین دلیل که فرض می شود این افراد در معرض ریسک بالای عوارض جانبی ایمنی هستند، عموما از ارزیابی های بالینی درمان های ایمونوتراپی حذف می شوند. اما شایان توجه است که در مطالعه ای بر روی ایپیلیموماب، تنها تعدادی از چنین بیمارانی دچار سمیت شدید ایمنی حاصل از دارو شدند، که در بیشتر موارد نیز به کمک درمان های استاندارد قابل کنترل بودند. با این حال، نرخ پاسخ مثبت این زیرگروه به اندازه ی بیماران مبتلا به ملانوما در بررسی دیگری بوده است. در نتیجه این امید وجود دارد که بتوان واکنش های خوب و بد ایمنی منتج از ایمونوتراپی را به صورت جداگانه کنترل کرد.

تأییدات بیشتری در رابطه با این ایده، از پیوندهای آلوژنیک مغز استخوان، جهت درمان انواع بدخیم سرطان خون به دست آمده است. در این موارد هدف، تحریک پاسخ پیوند علیه لوکمی در عین اجتناب از بیماری پیوند علیه میزبان (GVHD) می باشد. بهینه سازی چنین پیوندهایی در طول دهه ها تلاش سبب کاهش چشمگیر واکنش های مضر در لوکمی حاد مغز استخوان و بیماری های مرتبط با پلاسماسل ها شده است.

در بررسی یکی از متخصصین اعطای گرنت های تحقیقاتی دولتی مرتبط با ایمونوتراپی مشخص گردید که تنها در 3 مورد از مجموع 500 مورد طرح های پیشنهادی، بر روی عوارض جانبی احتمالی این نوع درمان نیز تمرکز صورت پذیرفته بوده است.

هر چند مدل های موشی در تشریح مکانیسم ها و آزمایش درمان های بالقوه انسانی ابزاری کارآمد می باشند، اما به ندرت می توان پاسخ های ایمنی مضر در افراد بیمار را در این جانوران مدل مشاهده کرد. در نتیجه به حیوانات مدل بهتری احتیاج است.

سرطان، یک فرآیند پیچیده زیستی است. در نتیجه جهت درمان آن به فرآیند زیستی با همین میزان پیچیدگی نیاز است: سیستم ایمنی.

دهه ها تلاش سبب تولید ابزارهایی دینامیک برای انتخاب گزینه های بهینه شیمی درمانی، کنترل عوارض جانبی و پیش بینی نتایج شده است. اما هنوز چنین مسیری برای ایمونوتراپی زود است. مسائل زیادی در رابطه با واکنش های زنجیره ای فیزیولوژیکی پیچیده که ایمونوتراپی آغاز می کند، باید آموخت.

ترجمه و آماده سازی: محمد بهنام راد

گزیده ای از

برچسب‌ها
نمایش بیشتر

نوشته‌های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
EnglishIran
بستن
بستن