بیماری های خودایمنیدیدگاه

رویکردی نوین برای درمان بیماری‌های خودایمنی

باور بر این است که حداقل ۲۳.۵ میلیون نفر از جمعیت ایالات متحده دارای یکی از انواع بیماری‌های خودایمنی باشند. علی‌رغم تعداد زیاد افراد مبتلا به این وضعیت مزمن، بیماری در بسیاری از مبتلایان حتی تشخیص داده نمی‌شود و هیچ‌گونه درمان قطعی برای بیماری‌های خودایمنی کشف نشده است. پیچیدگی و ناهمگونی بیماری‌های خودایمنی، شناسایی و درمان‌ آن‌ها را سخت کرده است. اما، رشد سریع فناوری، روشی جدید برای مطالعه‌ی این علائم را فراهم کرده است.


فناوری انقلابی

از زمان اتمام پروژه‌ی توالی‌یابی ژنوم انسان، شمار زیادی از مطالعات مرتبط با ژنتیک بر روی افراد مبتلا به بیماری‌های خودایمنی انجام شده است. این مطالعات اگرچه ارتباطات ژنتیکی عدیده‌ای را گزارش کرده‌اند، اما نتایج آن‌ها تکرارپذیر نبوده است. به علاوه، پژوهش‌های صورت گرفته در این زمینه، از نقش عوامل محیطی نیز غفلت کرده‌اند.

السیو فاسانو (Alessio Fasano)، رئیس بخش گوارش و تغذیه‌ی کودکان بیمارستان عمومی ماساچوست، می‌گوید: “ما دریافته‌ایم که مسئله‌ی مهم، نوع ژن درگیر در یک بیماری خاص نیست، بلکه عملکرد آن ژن حائز اهمیت است.”

دانشمندان با استفاده از ترنسکریپتومیکس (transcriptomics) یا توالی‌یابی RNA می‌توانند به ارزیابی بیان ژن در نمونه‌ی دریافت شده از بیمار بپردازند و یا تغییرات بیان ژن در چندین نمونه را مورد بررسی قرار دهند. این کار مزایای مشخصی در پژوهش بر روی بیماری‌های خودایمنی دارد. دانش پروتئومیکس (proteomics) نیز به صورت گسترده در مطالعه بر روی بیماری‌های خودایمنی، جهت ارزیابی مولکول‌های ترشح شده توسط سلول‌های ایمنی استفاده می‌شود.

این موضوع مورد تأکید پل اوتز (Paul Utz)، استاد ایمنی‌شناسی و روماتولوژی دانشگاه استنفورد، است. او و همکارانش در حال مطالعه بر روی چگونگی تأثیر اپی‌ژنوم بر دستگاه ایمنی و بروز بیماری‌های خودایمنی هستند. آن‌ها اختلاف‌های اپی‌ژنتیکی مهمی بین دستگاه ایمنی افراد سالمند و جوان شناسایی کرده‌اند و هم‌اکنون در حال مقایسه‌ی این نتایج با نتایج حاصل از بیماران مبتلا به اختلالات خودایمنی‌اند.

اوتز می‌گوید: “اگر به سلول‌های ایمنی فردی که دارای بیماری خودایمنی است دقت شود، این سلول‌ها شباهت بیش‌تری به سلول‌های افراد سالمند دارند، تا این که به سلول‌های ایمنی افراد جوان شبیه باشند.”

زمانی که درباره‌ی پیشرفت‌های فناوری در سال‌های اخیر از اوتز سوال پرسیده شد، او به توالی‌یابی RNA تک‌سلولی و توانایی آن در شناسایی کامل انواع سلول‌های جدید اشاره کرد. وی هم‌چنین از روشی یاد کرد که در بیولوژی مولکولی برای مطالعه‌ی در دسترس بودن کروماتین‌ها استفاده می‌شود. این روش ATAC-seq نام دارد. ATAC-seq کوتاه‌شده‌ی عبارت “Assay for Transposase-Accessible Chromatin using sequencing” است.

متابولومیکس (metabolomics) یک فناوری دیگر است که برای مطالعه‌ی بیماری‌های خودایمنیی استفاده می‌شود. علم متابولومیکس به مطالعه‌ بر روی متابولیسم سلول‌ها با استفاده از طیف‌سنجی جرمی و تشدید مغناطیسی هسته‌ای پروتونی با تفکیک بالا می‌پردازد. متابولوم (metabolome)، نمایانگر مجموع کل تغییرات روی داده در یک حالت خاص (عادی و بیمار) است.

دسته‌بندی مجدد بیماری‌های خودایمنی

دکتر مارتا آلارکون ریکلمه (Marta Alarcon-Riquelme) از دانشگاه گرانادای اسپانیا، یکی از پژوهشگران ارشد پروژه‌ی PRECISE-SAD است. هدف این پروژه استفاده از فناوری‌های چنداومیکی (متابولومیکس، پروتئومیکس و …) و اطلاعات زیستی برای دسته‌بندی مجدد شش بیماری خودایمنی گزارش شده از بررسی ۲۸۷۱ بیمار در ۱۲ کشور مختلف است.

پژوهشگران ابراز امیدواری کرده‌اند که اطلاعات به دست آمده از این پروژه، عوامل زیستی و اهداف دارویی جدیدی را برای کمک به تشخیص و درمان مؤثرتر این بیماران ایجاد کند.

آلارکون ریکلمه توضیح می‌دهد: “این روش دسته‌بندی، به صورت عمده در مورد سرطان انجام می‌شود. سرطان‌های مختلفی مانند سرطان ریه، پروستات، سینه و غیره وجود دارد اما افرادی که در زمینه‌ی درمان آن‌ها فعالیت می‌کنند، به اندازه‌ی کافی اطلاعات دارند که به تمام آن‌ها با لفظ سرطان اشاره کنند اما اکنون باید از لفظ خودایمنی استفاده کنیم.”

فاسانو و تیم او بر این باور هستند که میکروبیوم (microbiome) می‌تواند نقش مهمی در شروع بیماری‌های خودایمنی داشته باشد. آن‌ها هم‌اکنون در حال پژوهش بر روی کودکان در پروژه‌ای به نام «مطالعه‌ی عوامل متابولومیک، میکروبیومی، محیطی و ژنومیک بیماری سلیاک» (CDGEMM) هستند.

هدف CDGEMM، کنترل سلامت کودکانی است که دارای ارتباط نَسَبی درجه ۱ با بیماری سلیاک هستند، و در نتیجه، در معرض خطر ابتلا به این بیماری قرار دارند. تلاش در جهت شناسایی عواملی که می‌توانند باعث آغاز بیمار‌ی‌های خودایمنی شوند در جریان است.

کاربرد بالینی

درحالی که استفاده از روش‌های چنداومیکی برای مطالعه‌ی بیماری‌های خودایمنی به نسبت جدید بوده و پژوهش در آن به صورت عمده بر روی شناسایی و دسته‌بندی تأکید دارد، یافته‌های حاصل از این آثار اهمیت قابل توجهی بر مدیریت بیماری در مبتلایان داشته است.

اوتز و همکارانش در حال ارزیابی نمونه‌های دریافت شده از بیمارانی هستند که در کارآزمایی‌های بالینی تحت درمان قرار دارند. پژوهش‌های اولیه‌ی فاسانو و همکارانش به کشف پروتئینی به نام زونولین (zonulin) انجامیده، که یکی از نشانگرهای زیستی مرتبط با دیابت نوع یک و بیماری سلیاک است. این پروتئین هم‌چنین می‌تواند به نقص عملکردی روده‌ها نیز ارتباط داشته باشد.

شواهدی وجود دارد که باکتری‌های ساکن در روده می‌توانند سبب ترشح این پروتئین شوند. مهارکننده‌های زونولین هم‌اکنون تحت کارآزمایی‌های بالینی برای درمان بیماری سلیاک قرار دارند. لارازوتید استات (larazotide acetate) یکی از همین مهارکننده‌ها محسوب می‌شود.

اهداف آینده

فاسانو با نگاهی به آینده می‌گوید: “با توجه به توسعه‌ی پرشتاب فناوری در حال حاضر، پیش‌بینی این که چه چیزی در چند سال آینده ممکن خواهد بود سخت است. البته هدف اصلی، یافتن نشانگرهای زیستی است که بتواند به پیش‌بینی بروز بیماری در افراد با پس‌زمینه‌های ژنتیکی خاص کمک نماید.”

این تنها یکی از روش‌هایی است که برای تشخیص و درمان بیماری‌های خودایمنی پیشنهاد شده است. ریکلمه ابراز امیدواری می‌کند که رویکرد استفاده شده در PRECISE-SADS، دسته‌بندی مجدد و دقیق‌تری از شرایط خودایمنی را برای فراهم کردن روش‌های مؤثرتر و شخصی‌تر درمان را سبب شود.

اوتز باور دارد که طی چند سال آینده، علاوه بر توسعه‌ی روش‌های پیش‌بینی بروز بیماری در افراد آسیب‌پذیر، امکان آن وجود خواهد داشت که از فناوری اومیکی برای پیش‌بینی مفید بودن یک درمان برای یک بیمار خاص و عدم اثربخشی آن برای بیمار دیگر استفاده شود.

چالش‌های بالقوه در این زمینه، شامل مقدار خالص داده‌هایی است که با استفاده از روش چند اومیکی به دست آمده‌اند. این موضوع می‌تواند ارزیابی گسترده‌ را سخت کرده و به پیشرفت‌های زمان خود در پژوهش علم تکیه کند. چالش دیگر مربوط به هزینه‌‌ی بهروه‌وری و استفاده‌ی آسان از فناوری است. هر دو جنبه باید مورد توجه قرار گیرند تا شانس استفاده هر روش یا آزمون در کلینیک یا در کشورهای خارج از آمریکا و اروپا بیشینه شود.

دکتر آلارکون ریکلمه نتیجه‌گیری می‌کند: “ما باید برای توسعه‌ی درمان‌های با اثربخشی بالا تلاش کنیم. این درمان‌ها نباید تنها به اروپا یا آمریکا اختصاص داشته باشد، بلکه باید تمامی جهان را در بر گیرد.”

این دیدگاه در تاریخ 22 ژانویه در وب سایت genengnews منتشر شده‌است.

✳️ ترجمه و بازنویسی: آزاده داودی

لینک دیدگاه

برچسب‌ها
نمایش بیشتر

عاطفه سادات محسن زاده

من دانشجوی کارشناسی زیست فناوری دانشگاه تهران هستم و ابتدا به عنوان مترجم با زیست فن همکاری داشتم و الآن حدود یک سال هست که دبیر بخش پزشکی مجله زیست فن هستم. حوزه مورد علاقه‌م سلول‌های بنیادی و پزشکی بازساختی هست و در حال حاضر مشغول انجام پروژه‌ای در این حوزه هستم.

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهـل + = چهـل یـک

دکمه بازگشت به بالا
بستن