بیوتکنولوژی پزشکیمصاحبه

نقش پژوهشگر ایرانی در مطالعه بین‌المللی هم‌گروهی (کوهورت) سندروم Phosphoinositide 3-Kinase δ

مصاحبه با دکتر سید حسن ابوالحسنی از مرکز تحقیقات نقص ایمنی اولیه دانشگاه علوم پزشکی تهران

 

مصاحبه با دکتر سید حسن ابوالحسنی

1- لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید و مختصری از سوابق پژوهشی خود را ذکر کنید.

دکتر سید حسن ابوالحسنی هستم، متخصص ایمونوژنتیک و ایمونولوژی بالینی و محور اصلی تحقیقات بنده در زمینه بیماری های سیستم دفاعی بدن می باشد. حدود 14 سال است که در مورد این دسته از بیماری های نقص ایمنی که اغلب منشا ژنتیکی دارند به طور متمرکز و در قالب یک تیم بین المللی مشغول پژوهش هستم. از آنجا که تنوع بیماری های نقص ایمنی بسیار زیاد است و علائم آنها شامل عفونت مکرر، آسم و آلرژی، انواع بیماری های خودایمنی و بیش التهابی و همچنین انواع سرطان ها، طیف وسیعی از تخصص های علوم پزشکی را شامل می شود و بیش از 400 بیماری متنوع را تشکیل می دهند، پژوهش در این زمینه به مجموعه‌ای از شاخه‌های مختلف حوزه پزشکی و پیراپزشکی شامل ایمونولوژی پایه، بیوتکنولوژی، مهندسی مولکولی، ژنتیک، بیوانفورماتیک و … نیازمند است. بالطبع بنده نیز در طول این دوران تلاش کردم تخصص‌های مرتبط و مورد نیاز تشخیص، درمان و مدیریت این بیماری ها را بنا به ضرورت نیاز بیماران و خانواده آنها تجربه کنم.

2- همانطور که مستحضرید موضوع مصاحبه بنده با حضرتعالی مقاله ای هست که اخیرا در مجله معتبر frontiers in Immunology به چاپ رسانده اید، لطفاً عنوان این مقاله را بفرمایید و ضرورت انجام آن را برای ما توضیح دهید.

عنوان مقاله‌ای که اشاره کردید:

Disease Evolution and Response to Rapamycin in Activated Phosphoinositide 3-Kinase δ Syndrome: The European Society for Immunodeficiencies-Activated Phosphoinositide 3-Kinase δ Syndrome Registry

می باشد و موضوع اصلی آن مطالعه نوع جدیدی از 400 نوع بیماری نقص ایمنی بوده است که سبب بیش فعالی مسیر سیگنالینگ فسفاتیدیل اینوزیتول کیناز PI3K)) می شود. هدف اصلی این مطالعه معرفی دقیق این بیماری با حجم نمونه وسیع از نظر اپیدمیولوژیک ، تبیین معیار های بالینی و ایمونولوژیک این بیماری و در نهایت ارائه روش درمانی مناسب به همراه اثربخشی و عوارض آن در این دسته از بیماران بوده است.

3- با توجه به بین‌المللی بودن تیم این پژوهش چگونه شما وارد تیم تحقیقاتی این مطالعه شدید؟

بنا به سوابق پژوهشی که عرض کردم و مجموعه کامل بررسی بالینی و مولکولی بیماری های نقص ایمنی که توسط بنده و همکارانم ارائه می شود، درحال حاضر یکی از بزرگترین کوهورت های بیماری های نقص ایمنی جهان توسط تیم ما مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته شده است که نه تنها بیماران ایرانی با بیش از 3000 بیمار ثبت شده را پوشش می دهد بلکه سایر بیماران از کشور های آسیای دور، حوزه اروپای شمالی، شرقی و شمال آفریقا را نیز در اختیار دارد.

4- این پژوهش با همکاری بیش از شصت محقق از کشورهای مختلف به انجام رسیده، راجع به چگونگی اجرای این نوع کارها برای مخاطبین ما توضیح بفرمایید.

با توجه به این‌که کوهورت مورد مطالعه ما یکی از مراکز ثبت کننده اصلی بیماری‌های نقص ایمنی توسط مرکز بیماری های نقص ایمنی اروپا (ESID)  که تعیین کننده معیار های تشخیصی و گایدلاین های درمانی این بیماری ها در دنیا می باشد شناخته شده، در قالب یک پروژه مشترک بیماران یافته شده توسط مطالعه ما با بیماران شناخته شده و ثبت شده در مرکز ESID جمع بندی و ویژگی اختصاصی بالینی، ایمونولوژیک و ژنتیک آن‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت. قطعاً حضور مداوم گروه تحقیقاتی ما در انستیتوی کارولینسکا سوئد و همچنین مرکز تحقیقات نقص ایمنی دانشگاه علوم پزشکی تهران به عنوان یکی از ارکان اصلی تبیین بیماری‌های نقص ایمنی در دنیا در این امر موثر بوده است. توسط این تیم تحقیقاتی تا کنون ژنهای متعددی در زمینه بیماری های نقص ایمنی مانند IFNGR2, DOCK8, TRIF, LRBA, STK4, JAGN1, ELA2, G6PC3, CARD9, HAX1   و اخیرا ژن بیماری CD70 کشف و معرفی گردیده است که گروه مطالعاتی ما را به یکی از پیشرو ترین گروه ها در زمینه گسترش مرزهای علم ایمونولوژی بالینی تبدیل کرده است.

5- اگر نوآوری خاصی در هر کدام از بخش های مطالعه تان داشته اید بفرمایید.

نوآوری اصلی ایجاد شده در قسمت متودولوژی این مطالعه می باشد که توسط مرکز ما یکی از برترین پایپلاین‌های (مجموعه نرم‌افزارها) بررسی مولتی امیکس با قابلیت تشخیص مولکولی بالای 60 درصد در بیماران ناشناخته بدون علت ژنتیکی ارائه شده است؛ درحالی‌که این میزان در بهترین مراکز مشابه در امریکای شمالی و اروپای شرقی به 20 الی 30 درصد می رسد. البته تنوع جمعیتی و ژنتیکی بیماران مورد مطالعه توسط ما با مراکز اشاره شده متفاوت بوده است ولی به نظر می رسد با توجه به نوع بیماری خاص موضوع مطالعه که الگوی وراثتی اتوزومال غالب دارد این تفاوت در زمینه ارتقا روش آنالیز و سکانس ژنتیکی بیماران حاصل شده است.

6- بازه زمانی آغاز تا پایان این مطالعه به چه صورت بود؟

این پروژه اولین تجربه مطالعه سطح سه در مرکز ثبت جهانی بیماری های نقص ایمنیESID  بود که ایده آن حدوداً دو سال گذشته یعنی در سال 2016 در کنگره سالیانه این مرکز در کشور اسپانیا درمورد این بیماری جدید (بیش فعالی مسیر سیگنالینگ PI3K) به صورت مفصل مطرح گردید و تصمیم گیری متخصصین ایمونولوژی بالینی و پایه بر این قرار گرفت که سوالات متعدد باقیمانده در خصوص این بیماری در مورد تشخیص و درمان به صورت جامع توسط تمامی مراکز فعال دارای بیمار صورت بگیرد که البته شرایط پیوستن به آن پر کردن معیار بالینی کامل بیماری بود که خوشبختانه مرکز ما قبلا این بیماران را شناسایی کرده بود و توانستیم به این پروژه بپیوندیم.

7- جناب دکتر لطفاً آن‌چه که در این مطالعه انجام شد را به صورت مختصر شرح دهید.

به صورت خلاصه اگر بخواهیم دست آورد های مطالعه بر روی این بیماران را بیان کنیم در دو زمینه اصلیِ “ویژگی‌ها و فنوتیپ‌های بالینی/ایمونولوژیک بیماران” و “تناسب آن با پروگنوز و عوارض آینده بیماری و بخصوص پاسخ به درمان خاص با داروی مهار کننده غیر اختصاصی این مسیر یعنی داروی ریفامپیسین” بوده است.

ویژگی‌ها و فنوتیپ‌های بالینی/ایمونولوژیک بیماران

 

8- نتایج حاصل از این مطالعه را به صورت مفصل بیان و برای مخاطبین ما تشریح بفرمایید.

توسط مراکز مشارکت کننده در این مطالعه جامع ترین پایگاه داده‌ای مخصوص بیماران بیش فعالی مسیر سیگنالینگ PI3K با تعداد 77 بیمار از 36 مرکز رسمی فعال در 16 کشور برجسته در زمینه ثبت بیماری‌های نقص ایمنی جمع‌آوری شد. درگزارشی که اولین دست‌آورد این پایگاه داده‌ای را ارائه داد تنوع تظاهرات این بیماری از طیف وسیع بیماری‌های با عفونت مکرر دستگاه تنفس فوقانی وتحتانی، تظاهرات شدید لنفوپرولیفراتیو، اسهال مزمن و خودایمنی سلول های خونی مشاهده گردید. سن شروع بیماری در اکثر بیماران قبل از 15 سالگی بوده است، اگر چه در دسته خاصی از این بیماران امکان بروز بزرگسالی و حتی عدم عوارض شدید بیماری نیز وجود دارد. برونشکتازی در حدود 60 درصد بیماران به عنوان عارضه اصلی دسته خاصی از بیماران با جهش در ژنPIK3CD  مشاهده شد. شرح حال بیماران نشان دهنده شدت علائم التهابی بود که سبب شروع حداقل یک داروی ایمونوساپرسیو قبل از سن 20 سالگی در بیماران می‌باشد. تظاهرات لنفوپرولیفراتیو این بیماری به درمان دارویی ریفامپیسین بهترین پاسخ را در طی دوره های فالوآپ دوساله نشان داد ولی اثربخشی دارو بر عوارض گوارشی و خودایمنی خونی محدود بود که نیاز به مداخلات دارویی جدید و هدفمندتر در بیماران با این عوارض را نشان داد.  همچنین پیام اصلی این مطالعه در علائم تشخیصی همراه با این بیماری برای سایر همکاران متخصص و فوق تخصص به‌ویژه در حوزه بیماری‌های کودکان می باشد که آن‌ها را نسبت به بررسی دقیق تر بیماران با علائم تجمیع شده در این کوهورت آگاه می‌کند که اثر به‌سزایی در تغییر روند درمانی بیماران و همچنین کمک به خانواده بیماران جهت داشتن فرزند سالم بعدی و انجام مشاوره ژنتیک  دارد.

 

9- از آنجا که این تحقیق بر روی بیمارانی در اروپا انجام گرفته، فکر میکنید تا چه اندازه در ارتباط با بیماران کشور خودمان می تواند کاربرد داشته باشد؟

همانطور که عرض کردم این بیماران از سراسر دنیا و با کمک 16 کشور برجسته در زمینه نقص ایمنی معرفی شده است که تعداد بیماران از کشور ایران و سایر کشورهای خاورمیانه تقریبا 30 درصد این کوهورت را تشکیل می‌دهد. اگرچه ما انتظار داریم در کشورمان به خاطر ازدواج‌های فامیلی شاهد بیماری‌های ژنتیکی اتوزومال مغلوب سیستم دفاعی باشیم؛ ولی نرخ بیماری‌های اتوزومال غالب به علت جهش‌های تک ایجاد شده در نسل بعدی به همان تعداد که در کشور‌های غربی هست، در جمعیت کشور ایران نیز مورد انتظار است. لذا هم نتایج این مطالعه به بیماران کنونی کشور مان در زمینه درمان کمک خواهد کرد هم به بیمارانی که ممکن است همین الان در مراکز درمانی تحت مداوا باشند ولی علت بیماری آنها در زمینه بیش فعالی مسیر سیگنالینگ PI3K شناخته نشده و تشخیص داده نشده باشد کمک خواهد کرد.

10- جناب دکتر چه توصیه ای دارید برای دانشجویان و آن دسته از عزیزانی که در ابتدای راه تحقیق و پژوهش هستند؟

پژوهش جزء لاینفک ذات هر موضوع علمی جهت آغاز و گسترش آن حوزه است و لذا تصور حضور هر عضو خانواده علوم پزشکی در بالین به قصد کمک در درمان بیماران و یا در موضوعات بهداشتی جهت پیشگیری از بیماری ها و یا بهبود شاخص های سلامت جامعه بدون آشنایی با پژوهش غیر قابل امکان است. لذا توصیه من خطاب به دسته خاصی از دانشجویان نیست بلکه عموم افراد دخیل در حوزه سلامت و درمان می بایست با تحول نگرش و برنامه ریزی مسئولین آموزشی حوزه پزشکی، اصول اولیه پژوهش را در سال های ابتدایی تمامی دوره های پزشکی و پیراپزشکی به صورت جامع بیاموزند و اهمیت آن برای ایشان شرح داده شود. اما در مورد کسانی که به طور اخص قصد حضور در جبهه های اصلی گسترش علم را دارند و می خواهند از صرف تقلید textbook های حوزه پزشکی به نویسندگان textbook تبدیل شوند و یا رفرانس های لازم برای نگارش کتب پزشکی را فراهم نمایند، به نظرم خوب است چند هدف مهم را دنبال کنند: اول سوای اینکه می بایست چند بعدی باشند و به شاخه‌های متعدد مورد نیاز پژوهش اشراف پیدا کنند، باید محوریت حوزه پژوهششان را پیدا کنند و از شاخه شاخه کردن تلاش‌هایشان بپرهیزند. نکته بعدی که شاید کمی عجیب به نظر برسد ولی توصیه می‌کنم فقط صرفاً در انتخاب موضوعات پژوهشی و حتی تخصص آینده خود دنبال علاقه خود نروند بلکه سعی کنند موضوعاتی را پیدا کنند که بیشترین سوالات باقیمانده textbook ها در آنها باشد و دنبال صرف زمان در موضوعات کمتر پوشش داده شده باشند اگرچه دشواری آن ها بیشتر است و به دنبال آن نیازمند تخصیص زمان بیشتری از پژوهشگر می‌باشد ولی نتیجه این‌گونه مطالعات هم مشکلی را حل خواهد کرد که تاکنون پاسخی به آن داده نشده باشد و هم محقق را از تکرار و مشابه کاری دور می‌سازد. نکته نهایی هم پشتکار و برنامه ریزی طولانی مدت است زیرا یک پروژه تحقیقاتی مناسب با موضوع نوین حداقل 3 الی4 سال زمان نیاز دارد تا به ثمر بنشیند لذا مراحل را قدم به قدم و با تلاش مداوم بپیمایند و پروژه ها را ناتمام رها نکنند.

11- و به عنوان سخن آخر اگر مطلب و موضوع خاصی مدنظرتان هست بفرمایید.

در آخر از شما و سایت وزینتان تشکر می کنم که زمان برای رصد مطالعات روز توسط محققین کشور صرف می کنید و کمک می کنید تا پیام آنها به مخاطبین بیشتر و گروه های هدف منتقل شود و امیدوارم به زودی محققین مان از فاز تولید کمّی مقالات به تولید کیفی مقالات در طراز اول دنیا با همکاری‌های بین المللی و هدف‌گیری‌های بلند مدت و جامعه محور منتقل شوند.

با سپاس فراوان از جناب دکتر ابوالحسنی که افتخار دادند و با بنده همکلام شدند.

مصاحبه کننده: حسن نژادحیدری

تاریخ مصاحبه: 28/1/1397

برچسب‌ها
نمایش بیشتر

نوشته‌های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
EnglishIran
بستن
بستن