دیدگاهزیست نشانگرها

نقش بیومارکرها در پزشکی شخصی

بیومارکرها برای توسعه پزشکی شخصی ضروری هستند. آن‌ها می‌توانند در توسعه دارو به عنوان مثال، انتخاب بیمار یا در عملکرد بالینی از جمله تعیین اینکه چه دستگاه‌ها یا داروهایی مناسب‌ترین گزینه برای بیماران هستند، بسته به وجود یا عدم وجود برخی از بیومارکرها، مورد استفاده قرار گیرند.


صنعت دارویی در راستای داروهای شخصی‌ساز شده، که به عنوان داروی دقیق نیز شناخته می‌شوند، درحال پیشرفت است؛ چرا که به طور ایده‌آل مؤثرترین روش درمانی است که به واسطه ترکیب ژنتیکی بیمار تعیین می‌شود. همان‌طور که FDA-NIH تعریف کرده است، هدف نهایی پزشکی شخصی این است که “درمان پزشکی مطابق با خصوصیات، نیازها و ترجیحات بیمار در طول مراحل مراقبت از جمله پیشگیری، تشخیص، درمان و پیگیری تنظیم شود.” این امر شامل شناسایی نقاط قوت و ضعف فیزیولوژیکی و ژنتیکی در بیمار است که در صورت مراجعه به آن‌ها اثربخشی دارو درمانی برای بیمار می‌تواند بهبود پیدا کند.

بیومارکرها را می‌توان در تحقیقات پایه و بالینی و در تنظیمات بالینی برای تسهیل توسعه محصول پزشکی و اطلاع‌رسانی در مورد تصمیمات اتخاذ شده برای مراقبت از بیمار مورد استفاده قرار داد. بیومارکر یک مشخصه تعریف شده است که به عنوان شاخص فرآیندهای بیولوژیکی طبیعی، فرآیندهای بیماری‌زا یا در پاسخ به در معرض قرارگیری یا مداخله از جمله مداخلات درمانی اندازه‌گیری می‌شود. بیومارکرها حتی در ایمنی مواد غذایی، علوم محیط زیست، دامپزشکی و سایر زمینه‌ها نیز کاربردهایی دارند. جوامع علمی و پزشکی، بیماران، سازمان‌های حمایت از بیمار، صنعت و تنظیم‌کننده‌ها همگی نقش مهمی در توسعه و کاربرد بیومارکرها ایفا می‌کنند.

در بهار سال 2015، شورای رهبری مشترک FDA-NIH هماهنگی عبارات به کار رفته در علم ترجمه و توسعه محصولات پزشکی را با تمرکز بر اصطلاحات مربوط به نقاط پایانی(Endpoints) و بیومارکرها به عهده گرفت. نتیجه نهایی BEST بود که شامل بیومارکرها، نقاط پایانی و سایر ابزارها می‌شد که در سال 2016 منتشر شد. BEST یک واژه‌نامه اصطلاحات است و از بیومارکرها و نقاط پایانی در تحقیقات پایه زیست پزشکی، تولید محصولات پزشکی و مراقبت بالینی استفاده می‌کند.

بیومارکرها در تولید دارو برای کمک به تعریف مکانیسم‌های عمل، انتخاب بافت هدف دارو، طبقه‌بندی، انتخاب بیمار، غنی‌سازی، انتخاب دوز، ارزیابی ایمنی، ارزیابی کارایی، مسیرهای مولکولی منتهی به بیماری و ارزیابی ایمنی بالینی استفاده می‌شوند.

بیومارکرها برای غنی‌سازی در کارآزمایی‌های بالینی و شناسایی بیماران “درست” برای ثبت نام در کارآزمایی‌های بالینی مفید هستند. مطالعات نشان داده‌اند که بیومارکرها در موفقیت توسعه دارویی نقش مهمی دارند؛ برای مثال، مطالعه‌ای روی 1079 داروی انکولوژی (2013-1998) توسط سازمان نوآوری بیوتکنولوژی نشان داد که میزان موفقیت برای داروهای تولید شده با بیومارکر 24 درصد بود، در مقایسه با تنها 6 درصد برای ترکیبات توسعه یافته بدون بیومارکرها که یک افزایش چهار برابری را نشان می‌داد.

در زیر سه دسته اصلی از بیومارکرها ذکر شده است:

1- بیومارکرهای تشخیصی (برای شناسایی افراد مبتلا به یک بیماری، وضعیت یا تعریف زیرگروهی از بیماری)
2- بیومارکرهای پیش‌آگهی (نشان‌دهنده احتمال یک رویداد بالینی، عود بیماری یا پیشرفت)
3- بیومارکرهای پیش‌بینی‌کننده (برای شناسایی افرادی که احتمال تجربه یک مداخله یا قرارگیری در معرض یک اثر خاص مطلوب یا نامطلوب را دارند)

بیومارکرهای تشخیصی

بیومارکرهای تشخیصی برای تعیین اینکه آیا بیمار شرایط پزشکی خاصی دارد که ممکن است درمان شود، یا اینکه فرد باید در یک کارآزمایی بالینی برای مطالعه یک بیماری خاص ثبت نام کرده باشد، استفاده می‌شود. بسیاری از بیماری‌ها دارای زیرگروه‌های متفاوت با پیش‌آگهی‌ها یا پاسخ‌ به یک درمان خاص بسیار متفاوتی هستند. اخیراً، زیرگروه‌های سرطان‌های خاص اندام به جای بافت شناسی با کمک نشانگرهای توموری تعریف شده‌اند. به عنوان مثال، زیرگروه‌های بیماری سرطان پستان بر اساس زیرگروه‌های گیرنده-هورمون(پاسخ‌های درمانی بالاتر در تومورهایی که این گیرنده‌ها را داشتند) بیش‌تر است. در مثال دیگر، زیرگروه‌های سرطان ریه سلول‌ غیر کوچک بر اساس ناهنجاری‌های مولکولی خاص در ALK ، EGFR ، ROS-1 یا BRAF شناسایی شده‌اند.

بیومارکرهای پیش‌آگهی

بیومارکرهای پیش‌آگهی برای شناسایی احتمال رویداد کلینیکی، عود بیماری یا پیشرفت در بیمارانی که بیماری یا وضعیت پزشکی خاص دارند، استفاده می‌شود. آن‌ها در یک مقیاس پایه مشخص اندازه‌گیری می‌شوند که ممکن است شامل یک درمان پس زمینه باشد. به عنوان مثال، بیماری کلیوی پلی کیستیک غالب اتوزومال (ADPKD) یک بیماری ارثی است که با توسعه و رشد کیست‌ها به مرور زمان مشخص می‌شود و این باعث افزایش اندازه کلیه می‌شود. حجم کل کلیه به عنوان یک عامل پیش‌آگهی برای انتخاب بیماران مبتلا به ADPKD که در معرض خطر زیاد برای کاهش تدریجی عملکرد کلیه هستند، برای ورود به مطالعه در کارآزمایی‌های بالینی مداخله‌ای شناخته می‌شود.

بیومارکرهای پیش‌بینی‌کننده

بیومارکرهای پیش‌بینی‌کننده برای شناسایی افرادی که بیش‌تر از افراد مشابه بدون بیومارکر تجربه قرارگیری در معرض اثر مطلوب یا نامطلوب ناشی از یک محصول پزشکی یا یک عامل محیط زیستی را دارند، استفاده می‌شود. تعیین اینکه یک بیومارکر مربوط به یک اثر مداخله‌ای پیش‌بینی‌کننده است، معمولاً نیاز به مقایسه مداخله با یک تیمار کنترل در کارآزمایی‌های تصادفی در افراد دارای بیومارکر و بدون بیومارکر دارد. به عنوان مثال، برخی از جهش‌های تنظیم‌کننده هدایت بین غشایی در نوعی فیبروز کیستیک خاص می‌توانند برای انتخاب بیمارانی که احتمال بیش‌تری برای پاسخ به ivacaftor در آزمایشات بالینی سنجش درمان به فیبروز کیستیک دارند، استفاده ‌شوند. مثال دیگر، ژنوتیپ آلل آنتی‌ژن لوکوسیت انسانی (HLA) -B * 5701 است که می‌تواند برای ارزیابی ویروس نقص ایمنی انسان استفاده شود.

این بیومارکرها هم‌چنین می‌توانند برای شناسایی دوز مطلوب یا قابل تحمل داروهای مورد استفاده و برای جلوگیری از واکنش‌های دارویی نامطلوب در افراد مورد استفاده قرار گیرند. به عنوان مثال‌، تترابنازین که یک مهارکننده منوآمین رسپتور 2 وزیکولی است برای درمان کره مرتبط با بیماری هانتینگتون مشخص شده است.

بیمارانی که به دوزهای تترابنازین بیش‌تر از 50 میلی‌گرم در روز نیاز دارند، ابتدا باید آزمایش شده و تعیین ژنوتیپ شوند تا مشخص شود که آیا آن‌ها متابولیزه‌کننده‌های ضعیف(PM) یا گسترده(EM) با توانایی در بیان آنزیم متابولیزه‌کننده دارو، CYP2D6 هستند یا خیر. این کار می‌تواند دوز دارو را هم تحت تأثیر قرار دهد. حداکثر دوز روزانه برای PM  50 میلی‌گرم با حداکثر تک دوز 25 میلی‌گرم است. حداکثر دوز روزانه در EMها و متابولایزرهای متوسط ​​100 میلی‌گرم، با حداکثر تک دوز 5/37 میلی‌گرم است.

واژه‌نامه BEST بهترین اصطلاحات مربوط به بیومارکرها را ارائه می‌دهد و هفت دسته از بیومارکرها از جمله بیومارکرهای تشخیصی، پیش‌آگهی و پیش‌بینی‌کننده که به طور قابل توجهی در توسعه پزشکی شخصی نقش دارند را توصیف می‌کند. به طور خاص، بیومارکرهای پیش‌آگهی و پیش‌بینی‌کننده می‌توانند به عنوان فاکتورهای غنی‌سازی در کارآزمایی‌های بالینی مورد استفاده قرار گیرند تا بیماران “مناسب” برای مطالعه انتخاب شوند. این رویکرد به کاهش تعداد افراد مورد نیاز برای کارآزمایی بالینی‌، افزایش میزان موفقیت در کارآزمایی بالینی و کاهش هزینه‌های تولید دارو کمک می‌کند.

نویسنده: Mark Crawford

این دیدگاه در ژولای 2019 در وب سایت AAPS NEWSMAGAZINE منتشر شده‌است.

توسط
AAPS NEWSMAGAZINE
برچسب‌ها
نمایش بیشتر

نوشته‌های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
EnglishIran
بستن
بستن